صفحه اصلی درباره ما گالری تصاویر تماس با ما ورود کاربران
منوی سایت
تقویم روز

چهارشنبه ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۷
آمار بازدید

بازدید امروز : ۲۳

بازدید این هفته : ۲۱۴

بازدید این ماه : ۹۵۵

آمار کل بازدید : ۴۳۵۴۵

افراد آنلاین : ۱ نفر

آی پی : ۵۴.۱۹۸.۱۳۴.۱۰۴

 صفحه اصلی جوک و خنده

بچه شلوغ
يک روز یک بچه خيلي شلوغ از مادرش اجازه می گیرد تا برود خانه دوستش و با بچه ها بازي کند. پس از چند ساعت برميگردد. مامانش مي پرسد: بچه آرامي بودي؟ پسرک مي گوید: بله مامان. حتي مامان دوستم از رفتن من خيلي خوشحال شد . مامان پسرک مي پرسد: از کجا فهميدي؟ پسرک مي گوید: آخر وقتي زنگ در خانه شان را زدم، مامان دوستم گفت : به به فقط جنابعالي را کم داشتيم.

 

 

دزدی

بچه: بابا, هواپيماي به اين بزرگي را چطور مي دزدند؟ پدر: اول صبر مي كنند برود بالا, كوچك كه شد بعد مي دزدنش!!!!

 

 

سگ فلج

يه نفر يه سگ فلج داشت، هر وقت دزد مي‌آمد، سگه رو مي‌گذاشته توي فرقون و دنبال دزده مي‌دويده!

 

 

لامپ

از یه نفر می پرسن که برای بستن یه لامپ به چند نفر احتیاج داری؟ می گه: 3 نفر می گن: چرا 3 نفر؟ می گه: یه نفر می ره بالا، نردبون لامپ رو بگیره؛ دو نفر هم از پایین نردبون رو بچرخونن!

 

 

جمله سازي

به يك بچه ميگویند با فرشاد جمله بساز. مي گوید : روح غضنفرشاد.!!!!

 

 

قاضي و متهم

قاضي به متهم : خجالت نمي كشي؟ الان پنجمين بار است كه به دادگاه مي آيي . متهم : شما چي كه هر روز به دادگاه مي آييد.

 

 

فعل زدن

علم گفت : علي تو فعل زدن را صرف كن. علي گفت : زدم . زدي . دعوايمان شد.

 

 

دروغ لاک پشت

به لاک پشت ميگويند: يك دروغ بگو. مي گوید: دويدمو دويدم !!!

 

 

دروغ محض

معلم در کلاس دستور زبان از یکی از شاگردان پرسید: بگو ببینم ((من ملیونر هستم)) چگونه عبارتی است؟ شاگرد جواب داد یک دروغ محض

 

 

پرواز

كمك خلبان: نگاه كن، آدمها از اين بالا مثل مورچه ديده مي شن! خلبان: عزيزم، چيزي كه تو مي بيني همان مورچه است؛ ما هنوز پرواز نكرديم!

 

 

 کلیه حقوق این سایت متعلق به مجتمع آموزشی شایستگان زنجان می باشد